تمام شد ← لیست خرید
هر قلمی که تمام میشود و انبار ندارد، با برآورد قیمت از خریدهای قبلی به لیست میرود. مسئول خرید همان لحظه میبیند.
«پنیر پیتزا تموم شد» ← لیست خرید · برآورد ۳٬۶۰۰٬۰۰۰
هیچکس نباید لیست خرید بنویسد. وقتی چیزی تمام میشود، خودش به لیست میرود؛ وقتی خریده میشود، خودش از لیست میرود و قیمتش میماند.
هر مرحله به آدم خودش میرسد و هر مرحله قبلی را میبندد.
هر قلمی که تمام میشود و انبار ندارد، با برآورد قیمت از خریدهای قبلی به لیست میرود. مسئول خرید همان لحظه میبیند.
«پنیر پیتزا تموم شد» ← لیست خرید · برآورد ۳٬۶۰۰٬۰۰۰
مسئول خرید مبلغ و فروشنده را میگوید. خرید بسته میشود، برای تحویل به انباردار میرود و قیمت واحد یاد گرفته میشود.
«ده کیلو پپرونی خریدم، چهار میلیون و دویست، از رضایی»
انباردار تحویل میگیرد و میگوید چقدر رسید. اگر کمتر بود، مغایرت ثبت میشود و مالک و خریدار خبردار میشوند.
«پپرونی رسید، ۹ کیلو» ← مغایرت ۱ کیلو
مالک یک سقف تعیین میکند. خرید زیر سقف بدون پرسیدن انجام میشود؛ خرید بالای سقف با برآوردش به مالک میرسد و با یک دکمه تأیید یا رد میشود. اگر مالک بخواهد، میگوید «هر مبلغی بود بخر» و هیچ خریدی منتظر او نمیماند.
هر فروشنده با شماره و اقلامش در دفتر است. اسمهای کوتاهی که نیروها میگویند («رضایی» برای «لبنیات رضایی») یاد گرفته میشود و خرید بعدی خودش به همان فروشنده وصل میشود. مالک میبیند از هر تأمینکننده چقدر و به چه قیمتی خریده شده.
قیمت هر قلم از آخرین خریدش یاد گرفته میشود. از آن به بعد برآورد لیست خرید، محاسبهٔ کسری به ریال و گزارش هزینهها همه بر همین قیمتها سوارند. یک بار «خریدم» بگویید، بقیهاش حساب میشود.
آنچه بعد از خرید اتفاق میافتد اینجاست: مدیریت انبار با صدا.
تمامشدهها خودشان میآیند، خریدهشدهها خودشان میروند، قیمتها میمانند.
نه. خرید یعنی چقدر پول رفت؛ بدون مبلغ ثبت نمیشود. اگر چند قلم با یک مبلغ کلی خریده شده، مبلغ به نسبت قیمتهای قبلی بین قلمها تقسیم میشود.
بله. لیست خرید به همهٔ کسانی میرسد که کار «خرید» را دارند و هر کس زودتر بخرد، اسمش روی خرید میماند.
موقع ثبت خرید انتخاب میکنی «انبار» یا «مستقیم شعبه». خرید مستقیم در شعبه تحویل گرفته میشود و موجودی انبار را عوض نمیکند.